|
دلیل تاریخی مشکل عدم کار تیمی در ایران |
|
|
|
Saturday, 22 December 2007 |
|
تجربه سالها مدیریت ، تدریس و حضور در اجتماع من را کاملا متقاعد نموده است که ایرانیان به دلایلی که ریشه در فرهنگشان دارد از انجام کارهای گروهی و به طبع آن کار تیمی تفره می روند . ریشه یابی این امرفرهنگی کاری ساده نیست . در هنگام مرور و مطالعه کتابی به موضوعی جالب برخوردم که
] در طول جنگهای ایران و روس ( 1228-1218/1813-1803) [ فرماندهان ایرانی ، بالاخص عباس میرزا به عنوان فرمانده کل قوا ، در می یافتند که نوع جنگ ها دیگر عوض شده اسن . مقولاتی همچون نقشه ، استراتژی ، لجستیک ، توپخانه متحرک ، یونیفرم ، پشتیبانی و ... سازمان نظامی مدرن و متحول خاص خود را می طلبید . سازمانی که به هیچ روی مناسبتی با تشکیلات نیروهای نامنظم و چریکی ایران که پیاده نظامش را شاهسون ها تشکیل می دادند و سواره نظامش را سوادکوهی ها یا ایل بیگی ها بودند ، نداشت . جنگ های جدید سلسله مراتب فرماندهی ، دانش نظامی جدید و انضباط می طلبید ، در حالی که تنها نظم و سلسله مراتب نظامی در قوامی ایران نظم و سلسله مراتب « ریش سفیدی » ،« کدخدا منشی » و « ایلخانی » طایفگی بود.سربازان ارتش ایران قبل از آنکه تحت امر افسران و مقامات مافوق باشند ، تحت امر سنتها و مناسبات طایفگی و عشیرگی بودند. دسته جمعی و به صورت قبیلگی ، عشیرگی و طایفگی وارد پیکار می شدند و به دلیل مخالفتها ، رقابتها یا اختلافات قبیله ای و عشیره ای قهر کرده و دست از جنگ می کشیدند. شاهسون ها به دلیل اختلافات سنتی خود با ذوالفقاری ها نمی توانستند وارد عملیات مشترکی با آنها شوند و چهارلنگه ها بنابر خصومتهای دیرینه ای که با دشمن زیاری ها داشتند حاضر به همکاری با آنها نبودند. .... عباس میرزا به کمک فرانسوی ها در صدد ایجاد قوای نظامی مدرنی به نام « نظام جدید » برآمد که امروزه آن را به نام ارتش می شناسیم . سربازان و سپاهیان «نظام جدید » دیگر وابستگی قومی و قبیلگی نداشتند . .... بسیاری از روسای طوایف و قبایل نسبت به « نظام جدید » و ایجاد ارتش نظر خوبی نداشتند. دل ناخوشنودی آنان از این نیروی جدید کاملا قابل فهم بود ؛ زیرا برای نخستین بار نیروی نظامی در شرف تکوین بود که مستقل از طوایف و نیروهای نامنظم متکی به عشایر صحرانشین عمل می نمود....
اگر چه مطالب فوق رفتار مردمان ایران در حدود 150 سال پیش را نشان می دهد اما کاملا می توان مشابه آن را در زندگی روز مره نیز مشاهده نمود. باوجود جابجایی عمده در شهرها و مهاجرت مردم شهرهای مختلف به سایر نقاط میتوان به خوبی دید که افراد به دنبال همشهری های خود هستند . کسانی که به قول دکتر زیبا کلام در این نوشتار از یک قبیله و عشیره هستند و خود بخوانید داستان ادامه این رفتار را .... http://iranianteamwork.blogfa.com/
|