آگهي

Advertisement
Advertisement
Advertisement
Advertisement

سايت کارآفرینان موفق

نگارخانه ایرانی - جامعه مجازی هنرمندان تجسمی ایران
Advertisement
Advertisement
 

سایر خدمات سایت

تیم خبری

کتب برگزیده ماه

Advertisement
Advertisement
دکه‌داری که هتل‌دار شد چاپ ارسال به دوست
Friday, 08 January 2010
هتل‌های ماریوت در جهان بسیار معروفند، ولی کمترکسی می‌داند که صاحب آن‌ها کارش را از دکه‌های کوچک فروش نوشیدنی شروع کرد. «جان ویلارد ماریوت» در تاریخ 17 سپتامبر 1900 در دهکده ماریوت در یوتا امریکا چشم به جهان گشود. او دومین فرزند در میان هشت فرزند «هایروم» و «الن موریس» بود .
جی . ویلاردکه «بیل» نامیده می‌شد از همان دوران کودکی شروع به پرورش گوسفند و چغندر قند در مزرعه کوچک خانوادگی‌شان کرد. او به سرعت یاد گرفت که به درایت و خلاقیت‌های خودش تکیه کند. چند سال بعد او گفت: «پدرم وظایف یک مرد بزرگ را به من بخشیده بود. او به من می‌گفت که چه چیزی باید انجام شود اما هیچ‌گاه درباره روش اجرای آن چیزی نمی‌گفت. وظیفه من بود تا راهی برای آنکار پیداکنم ».

در 13 سالگی، ماریوت به دنبال کسب‌وکاری برای خودش رفت و با یاری گرفتن از خواهران و برادران کوچک ‌ترش شروع به کاشت کاهو در چند جریب قابل کشاورزی از مزرعه‌شان کرد. برداشت و فروش کاهوها در آخر تابستان دو هزار دلار برای او عایدی داشت که تمام آن را سریعا تقدیم پدرش کرد. سال بعد، هایروم با اطمینانی که به پسر بزرگش پیداکرده بود او را برای فروش سه هزار گوسفند، بدون همراه و به‌وسیله قطار به سانفرانسیسکو فرستاد.هرچقدرکه بیل بیشتر شیفته عظمت کوه‌های راکی می‌شد، بیشتر به زندگی‌ای فراتر از مزرعه خانوادگی فکر می‌کرد. بدون آموزش، افق‌های پیش روی او اندک بود. ماریوت، بعد از اتمام ماموریتی دو ساله برای کلیسای مورمن در نیوانگلند، برای کسب مدرک کالج، در سال 1921 به یوتا بازگشت و شهریه تحصیل را باکارهای کوچکی همچون فروش محصولاتی مثل زیرپیراهن‌های پشمی جورکرد.وقتی به زمان اتمام تحصیل در دانشگاه نزدیک ‌شد، به فکر شروع کاری در پایتخت، هزاران کیلومتر آن طرف‌تر، افتاد. او و شریکش، بعد از این که نتوانستند در یک مسافرت تابستانی به واشینگتن یک نوشیدنی خنک بیابند، در ماه می سال 1927 دکه‌ای با 9 صندلی افتتاح کردند تا به مردم نوشیدنی‌های خنک بدهند.ماریوت و هیوکالتون 6 هزار دلار برای خرید تجهیزات مغازه کوچک شان خرج کردند.کارشان تازه پر و بال گرفته بودکه بعد از دو هفته ماریوت برای عمل به قولی به یوتا شتافت. این قول چیزی نبود جز ازدواج با آلیس شیتز. آن‌ها در 9 ژوئن، درست یک روز بعد از فارغ‌التحصیل شدن آلیس از دانشگاه یوتا، در سالت ‌لیک سیتی ازدواج کردند. ماه عسل آن‌ها سفری طولانی به واشینگتن با اتومبیل فورد مدل تی بود .
او اجازه فروش غذای داغ را گرفت که به «هات شاپ» مشهور شد. در سال 1931، شش «هات شاپ» در منطقه وجود داشت. ماریوت به دقت و با ارزیابی مناطق بر اساس حجم رفت و آمد اقدام به گسترش رستوران‌ها می‌کرد. او و همسرش در گوشه یک خیابان می‌ایستادند و ماشین‌هایی که تردد می‌کردند را می‌شمردند.ماریوت اولین هتلش را سال 1955 ساخت. با افتتاح هتل‌هایش، رشد او بسیار سریع شد و در اواخر دهه 1960 با تهیه غذاهای حاضری، قهوه‌خانه‌ها، غذاهای مکزیکی و ... درآمدش بسیار بالا رفت و فروش او از حدود 100 میلیون دلار در اواسط دهه 1960 به میلیاردها دلار در دهه‌ 80 میلادی رسید .
جی.ویلارد ماریوت در 58 سالی که بعد از آن زندگیکرد، هرگز استراحت نکرد. او تا زمان مرگش در آگوست 1985 دائما در حال اضافه کردن مکان‌های جدید، بهبود روندها و توسعه سرمایه‌گذاری‌هایش بود؛ به محل‌های دوردست سرکشی می‌کرد و اعضای دائما در حال افزایش خود را رمز موفقیت کارش می‌دانست. او با فکر درباره کارش تنفس می‌کرد، غذا می‌خورد و به رویاپردازی می‌پرداخت. حتی وقتی که پسر بزرگش بیشتر مسئولیت‌های بزرگ را بعد از معرفی به‌عنوان رئیس شرکت در سال 1972 برعهده گرفت. او همیشه به مدیران ماریوت پیشنهاد می‌کرد: «مراقب کارمندانتان باشید تا آن‌ها نیز از مشتریانتان مراقبت کنند ».
اهمیت دادن به دیگران برای این مدیر، فقط به شرکت خودش محدود نبود بلکه شامل موارد دیگری همچون کلیسا، خیریه وکشورش نیز می‌شد. او درکنار قبول سمت‌‌هایی در رهبری کلیسای مرمون، وقت و پولش را به حمایت از چیزهایی که برایش عزیز بود، مخصوصا آموزش، اختصاص می‌داد .
در سفری که مدتی قبل از مرگش به نیوهمپشایر داشت، فلسفه‌ای راکه در تمامی زندگی‌اش به آن اعتقاد داشت بیان کرد: «انسان باید همیشه سازنده باشد و مشغول به سازندگی . او باید همیشه در چیزهایی که در این دنیای شگفت‌انگیز رخ می‌دهد شراکت کند. باید جوری باشد که بشود رویش حساب کرد. باید واقعا زندگی کند و هر روز را تا روز مرگش به حساب بیاورد. گاهی این کار دشوار است ولی چیزی است که من همیشه به‌دنبال انجام بوده‌ام »

مترجم:احسان امیری .



برگرفته از: روزنامه تفاهم
 
< بعد   قبل >

نام نویسی






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

آمار بازدیدها

امروز:469
دیروز:852
این هفته:6192
این ماه:469
بازدید کل:1064862
حاضرین در سایت : 15 نفر مهمان

کتب برگزیده ماه

Advertisement
Advertisement
Powered by Mazdak.AM & Joomla